پرسش و پاسخ الواتور و انتقال مواد
پاسخ به ۲۹ پرسش پرتکرار دربارهٔ الواتور و انتقال مواد.
الواتور کاسهای یا باکت الواتور دستگاهی برای انتقال عمودی مواد فله است که از مجموعهای کاسه (باکت) نصبشده روی یک تسمه یا زنجیر بیانتها بهره میبرد.
- کاسهها در قسمت پایین (بوت) مواد را برداشت میکنند.
- تسمه یا زنجیر مواد را به سمت بالا (هد) منتقل میکند.
- در بالا مواد بر اثر نیروی گریز از مرکز یا جاذبه تخلیه میشوند.
این دستگاه برای انتقال مصالح دانهای مانند غلات، سیمان، سنگمعدن و کود به ارتفاعهای زیاد کاربرد دارد. مزیت اصلی آن انتقال عمودی با اشغال فضای کم و ظرفیت بالاست. الواتور کاسهای بهدلیل ساختار بسته، گردوغبار کمتری ایجاد میکند و در صنایع سیمان، آرد، خوراک دام و معدن بسیار رایج است.
الواتورهای کاسهای را معمولاً بر اساس روش تخلیهٔ مواد در قسمت بالا به سه دستهٔ اصلی تقسیم میکنند:
- تخلیه گریز از مرکز: برای مواد دانهای و خشک با سرعت بالا؛ مواد بر اثر نیروی سانتریفیوژ به بیرون پرتاب میشوند.
- تخلیه ثقلی (جاذبهای): برای مواد سنگین، چسبنده یا شکننده با سرعت پایینتر که با وزن خود تخلیه میشوند.
- تخلیه مداوم (Continuous): کاسهها نزدیک به هم چیده میشوند و مواد روی پشت کاسهٔ جلویی سُر میخورند؛ مناسب مواد سبک و شکننده.
انتخاب نوع تخلیه به ویژگی ماده، اندازهٔ ذرات، سایشپذیری و ظرفیت موردنیاز بستگی دارد. انتخاب نادرست باعث افت ظرفیت یا برگشت مواد به داخل بوت میشود.
هر الواتور کاسهای از چند بخش کلیدی تشکیل میشود که هماهنگی آنها انتقال صحیح مواد را تضمین میکند:
- بوت (Boot): بخش پایینی که مواد در آن جمع و توسط کاسهها برداشت میشود.
- هد (Head): بخش بالایی شامل پولی محرک، گیربکس و دهانهٔ تخلیه.
- تنه (Casing): بدنهٔ بسته که مسیر حرکت کاسهها را پوشش میدهد.
- تسمه یا زنجیر: عنصر کششی که کاسهها روی آن نصب میشوند.
- کاسهها (Buckets): ظروف حمل مواد.
- سیستم کشش (Take-up): برای تنظیم سفتی تسمه در بوت.
هر یک از این اجزا نقش حیاتی در عملکرد دارند و فرسودگی هر بخش، مانند لغزش تسمه یا سایش کاسه، بر کل سیستم اثر میگذارد.
دو نوع رایج الواتور کاسهای از نظر عنصر کششی با هم تفاوت دارند:
- الواتور تسمهای: از تسمهٔ لاستیکی یا PVC استفاده میکند. سرعت بالا، صدای کم و مناسب مواد سبک و دانهای مانند غلات و آرد. نگهداری سادهتر اما حساس به دمای بالا.
- الواتور زنجیری: از یک یا دو رشته زنجیر فولادی بهره میبرد. تحمل دمای بالا، مواد ساینده و سنگین مانند کلینکر سیمان، سنگمعدن و مواد داغ. مقاومتر اما سنگینتر و پرسروصداتر.
بهطور کلی، برای مواد گرم، ساینده یا سنگین در صنایع سیمان و معدن، الواتور زنجیری ترجیح دارد؛ و برای مواد سبک، خشک و غذایی، الواتور تسمهای انتخاب اقتصادیتری است. انتخاب نهایی به دما، سایش و ظرفیت بستگی دارد.
اسکرو کانوایر یا نقالهٔ مارپیچ، دستگاهی برای انتقال افقی، شیبدار یا کمشیب مواد فله است که با چرخش یک پره مارپیچ (Flight) درون یک ناودان (Trough) یا لوله کار میکند.
- چرخش مارپیچ، مواد را در امتداد محور به جلو میراند.
- برای انتقال مسافتهای کوتاه تا متوسط بسیار مناسب است.
- ساختار بسته، گردوغبار و آلودگی را کاهش میدهد.
کاربردهای رایج آن شامل انتقال سیمان، آرد، شکر، دانههای غذایی، خاکاره، لجن و مواد شیمیایی است. مزیتهای اصلی اسکرو کانوایر عبارتاند از طراحی ساده، قیمت مناسب، امکان تخلیه از چند نقطه و کنترل دقیق دبی. محدودیت آن انتقال مواد چسبنده، ساینده یا کلوخهای است که باعث سایش پره میشود.
یک اسکرو کانوایر استاندارد از اجزای زیر تشکیل میشود:
- مارپیچ (Screw/Flight): پرههای فولادی پیچخورده روی شفت مرکزی که مواد را به جلو میرانند.
- شفت مرکزی: محوری که مارپیچ روی آن جوش یا نصب میشود.
- ناودان یا لوله (Trough): محفظهای که مواد در آن حرکت میکنند.
- یاتاقانها: در دو سر و گاهی میانی برای نگهداری شفت.
- دریچهٔ ورودی و خروجی: برای بارگیری و تخلیه.
- موتور و گیربکس: نیروی محرکهٔ چرخش.
گام مارپیچ، قطر پره و سرعت چرخش از عوامل تعیینکنندهٔ ظرفیت هستند. در مواد ساینده از پره با پوشش سخت یا فولاد ضدسایش استفاده میشود تا عمر دستگاه افزایش یابد.
ظرفیت یک الواتور کاسهای به چند عامل اصلی بستگی دارد و بهصورت تقریبی از رابطهٔ زیر به دست میآید:
- حجم هر کاسه (لیتر یا مترمکعب).
- فاصلهٔ کاسهها روی تسمه یا زنجیر.
- سرعت حرکت تسمه یا زنجیر (متر بر ثانیه).
- ضریب پرشدگی کاسه (معمولاً ۷۵ تا ۹۰ درصد).
- دانسیتهٔ مادهٔ منتقلشونده.
بهطور ساده: ظرفیت (تن بر ساعت) برابر است با حجم کاسه × تعداد کاسه در واحد طول × سرعت × ضریب پرشدگی × دانسیته. افزایش سرعت یا حجم کاسه ظرفیت را بالا میبرد، اما سرعت بیشازحد باعث پاشش مواد و تخلیهٔ ناقص میشود. برای محاسبهٔ دقیق باید از کاتالوگ سازنده و آزمون عملی استفاده کرد.
ظرفیت یک اسکرو کانوایر یا نقالهٔ مارپیچ تحت تأثیر چند عامل مهندسی قرار دارد:
- قطر مارپیچ: هرچه بزرگتر باشد، حجم بیشتری منتقل میشود.
- گام پره (Pitch): معمولاً برابر قطر؛ گام بزرگتر ظرفیت را افزایش میدهد.
- سرعت چرخش (rpm): رابطهٔ مستقیم با دبی دارد.
- ضریب پرشدگی ناودان: بسته به نوع ماده بین ۱۵ تا ۴۵ درصد.
- زاویهٔ نصب: با افزایش شیب، ظرفیت کاهش مییابد.
برای مواد سبک و روان، ضریب پرشدگی بالاتر و برای مواد سنگین یا ساینده، پایینتر در نظر گرفته میشود. افزایش بیشازحد سرعت چرخش میتواند باعث پرتاب مواد و افت بازده شود. طراحی صحیح این پارامترها عمر و راندمان دستگاه را تضمین میکند.
فیدر (Feeder) دستگاهی است که وظیفهٔ آن تغذیهٔ کنترلشده و با دبی مشخص مواد از یک مخزن یا سیلو به سمت دستگاه بعدی (مانند کانوایر، آسیاب یا سرند) است.
- فیدر: دبی را تنظیم و کنترل میکند و معمولاً زیر دهانهٔ خروجی مخزن نصب میشود.
- کانوایر: صرفاً مواد را از نقطهای به نقطهٔ دیگر منتقل میکند، بدون کنترل دقیق دبی.
بهعبارت دیگر، فیدر «مقدار» جریان مواد را مدیریت میکند، در حالی که کانوایر «انتقال» را انجام میدهد. انواع رایج فیدر شامل فیدر ویبرهای، فیدر آپرونی (زنجیری)، فیدر اسکرو و فیدر روتاری است. انتخاب فیدر مناسب به اندازهٔ ذرات، دبی موردنیاز، سایشپذیری و فضای نصب بستگی دارد.
در صنایع معدن، سیمان و فرآوری از انواع فیدر برای تغذیهٔ کنترلشدهٔ مواد استفاده میشود:
- فیدر ویبرهای: با ارتعاش مواد را به جلو میراند؛ مناسب مواد دانهای و خشک.
- فیدر آپرونی (Apron): با صفحات فلزی زنجیری برای مواد سنگین و درشت معدنی.
- فیدر اسکرو: با مارپیچ برای مواد پودری و دانهای با دبی دقیق.
- فیدر روتاری (سلولی): با چرخ پرهای برای آببندی و تغذیهٔ پودر.
- فیدر بلتی (Belt): با تسمه و توزین برای کنترل دقیق وزنی.
انتخاب نوع فیدر به ویژگی ماده، دبی، دما و دقت موردنیاز بستگی دارد. برای مثال در ورودی سنگشکن از فیدر آپرونی و در تغذیهٔ سیمان از فیدر روتاری یا اسکرو استفاده میشود.
سرند (Screen) دستگاهی برای جداسازی و دستهبندی مواد بر اساس اندازهٔ ذرات است. این دستگاه با عبور دادن مواد از روی توری یا صفحات مشبک، آنها را به فراکسیونهای مختلف اندازه تفکیک میکند.
- ذرات کوچکتر از چشمهٔ توری عبور میکنند (Undersize).
- ذرات بزرگتر روی توری باقی میمانند (Oversize).
سرند نقش کلیدی در خطوط فرآوری معدن، شن و ماسه، سیمان و بازیافت دارد؛ زیرا محصول را به دانهبندی استاندارد تبدیل میکند. انواع رایج آن شامل سرند ویبرهای (لرزشی)، سرند گریزلی، سرند دوار (ترومل) و سرند ثابت است. کارایی سرند به زاویهٔ نصب، فرکانس ارتعاش، نوع توری و رطوبت مواد بستگی دارد و گرفتگی چشمهها از مشکلات رایج آن است.
سرند ویبرهای پرکاربردترین نوع سرند صنعتی است که با ایجاد ارتعاش، مواد را روی سطح توری حرکت داده و دانهبندی میکند.
- موتورهای ویبراتور یا اگزایتر ارتعاش لازم را تولید میکنند.
- مواد روی توری بالا و پایین پریده و به سمت خروجی میروند.
- ذرات ریز از چشمهها عبور و ذرات درشت روی توری منتقل میشوند.
مزایای اصلی آن عبارتاند از: راندمان جداسازی بالا، ظرفیت زیاد، امکان چندطبقه بودن برای تولید چند فراکسیون، نگهداری ساده و خودتمیزشوندگی نسبی توری. این سرند در معادن، خطوط شن و ماسه، کارخانههای سیمان و واحدهای بازیافت کاربرد گسترده دارد. تنظیم زاویه و فرکانس ارتعاش متناسب با رطوبت و اندازهٔ مواد، کلید عملکرد بهینهٔ آن است.
در صنعت سیمان، انتقال عمودی و افقی مواد نقش حیاتی دارد و الواتورها و کانوایرها در مراحل مختلف به کار میروند:
- الواتور زنجیری: برای انتقال کلینکر داغ و ساینده از کوره به سیلو.
- الواتور کاسهای: برای بالابردن مواد خام، سیمان و افزودنیها.
- اسکرو کانوایر: برای انتقال سیمان پودری و کنترل دبی به بستهبندی.
- ایر اسلاید و کانوایر هوایی: برای انتقال نرم سیمان با هوای فشرده.
بهدلیل دمای بالای کلینکر و سایش شدید مواد سیمانی، در این صنعت از تجهیزات مقاوم به حرارت و سایش با پوششهای ویژه استفاده میشود. دوام، آببندی برای کنترل گردوغبار و ظرفیت بالا از مهمترین معیارهای انتخاب تجهیزات انتقال در کارخانههای سیمان هستند.
الواتور کاسهای در بخش کشاورزی و صنایع غذایی نقش کلیدی در جابهجایی محصولات دانهای دارد:
- انتقال گندم، جو، ذرت و سویا به بالای سیلوها و مخازن.
- تغذیهٔ خطوط بوجاری، آسیاب آرد و کارخانههای خوراک دام و طیور.
- بارگیری و تخلیهٔ غلات در بنادر و مراکز ذخیرهسازی.
در این کاربردها معمولاً از الواتور تسمهای استفاده میشود، چون مواد سبک، خشک و کمساینده هستند و سرعت بالا ظرفیت خوبی فراهم میکند. ملاحظات مهم در کاربرد کشاورزی شامل جلوگیری از شکستن دانهها، رعایت بهداشت، کنترل گردوغبار قابلانفجار و نظافت آسان برای جلوگیری از آلودگی متقاطع است. طراحی صحیح کاسه و سرعت مناسب، کیفیت محصول را حفظ میکند.
در معادن و واحدهای سنگشکنی، تجهیزات انتقال مواد، جریان پیوستهٔ سنگ و کانی را تضمین میکنند:
- فیدر آپرونی: تغذیهٔ یکنواخت سنگهای درشت به سنگشکن اولیه.
- نوار نقاله (کانوایر بلت): انتقال افقی و شیبدار مواد معدنی در مسافتهای طولانی.
- الواتور کاسهای یا زنجیری: انتقال عمودی کنسانتره یا مواد خردشده.
- سرند ویبرهای و گریزلی: جداسازی و دانهبندی محصول سنگشکن.
مواد معدنی معمولاً ساینده، سنگین و درشتدانه هستند، بنابراین تجهیزات باید از فولاد ضدسایش و طراحی مقاوم برخوردار باشند. عواملی مانند ظرفیت بالا، تحمل ضربه، دوام در شرایط گردوخاک و نگهداری آسان در انتخاب تجهیزات انتقال معدنی اولویت دارند. هماهنگی فیدر، سنگشکن و سرند، بازدهی کل خط را تعیین میکند.
لغزش تسمه روی پولی محرک یکی از رایجترین مشکلات الواتور کاسهای است که باعث افت ظرفیت و تخلیهٔ ناقص میشود. علل اصلی عبارتاند از:
- کشش ناکافی تسمه (تنظیم نادرست Take-up).
- اضافهبار یا تغذیهٔ بیشازحد در بوت.
- فرسودگی روکش پولی یا لغزنده شدن آن.
- ورود رطوبت یا مواد چسبنده به سطح پولی.
برای رفع آن باید کشش تسمه با سیستم Take-up تنظیم شود، تغذیه به مقدار مجاز کاهش یابد، پولی محرک لاستیککوبی (Lagging) شود و سطوح تمیز نگه داشته شوند. کنترل دورهای کشش و وضعیت پولی از بروز این مشکل پیشگیری میکند. نادیده گرفتن لغزش بهمرور باعث سایش تسمه، اصطکاک گرمایی و حتی آسیب به یاتاقانها میشود.
برگشت مواد یا تخلیهٔ ناقص به این معناست که مواد بهجای خروج از دهانهٔ تخلیه، دوباره به داخل تنه و بوت میریزند. این عیب ظرفیت واقعی الواتور را بهشدت کاهش میدهد. دلایل رایج آن:
- سرعت نامناسب: سرعت کم در تخلیهٔ گریز از مرکز باعث میشود مواد بهخوبی پرتاب نشوند.
- قطر اشتباه پولی هد: ناهماهنگی با نوع تخلیه.
- موقعیت نادرست لبهٔ تخلیه (Throat Plate).
- کاسههای فرسوده یا کثیف که مواد در آنها میچسبند.
برای رفع آن باید سرعت بهینه طبق نوع ماده تنظیم، موقعیت صفحهٔ تخلیه اصلاح و کاسهها تمیز یا تعویض شوند. در طراحی، تطبیق سرعت با قطر پولی و نوع تخلیه برای حذف برگشت مواد ضروری است. این مشکل اغلب با افت ناگهانی راندمان خود را نشان میدهد.
گیر کردن یا اضافهبار (Overload) در اسکرو کانوایر باعث توقف موتور، شکست شفت یا آسیب به مارپیچ میشود. علل اصلی این مشکل عبارتاند از:
- تغذیهٔ بیشازحد و پر شدن ناودان بالاتر از ظرفیت طراحی.
- ورود اجسام خارجی، کلوخه یا مواد چسبنده.
- رسوب و چسبیدن مواد روی پره و شفت.
- خرابی یاتاقان میانی یا خمیدگی شفت.
- شیب زیاد نصب نسبت به طراحی.
برای پیشگیری باید دبی تغذیه کنترل شود، از فیدر مناسب در ورودی استفاده گردد، توری یا مگنت برای حذف اجسام خارجی نصب شود و نظافت دورهای انجام گیرد. استفاده از کلاچ ایمنی یا برشگر بار (Shear pin) از آسیب جدی به گیربکس جلوگیری میکند. کنترل آمپر موتور نیز نشانهٔ خوبی برای تشخیص اضافهبار است.
سایش زودرس کاسهها در الواتور کاسهای هزینهٔ نگهداری را بالا میبرد و ظرفیت را کاهش میدهد. علل اصلی آن:
- سایندگی بالای مواد مانند کلینکر، سنگمعدن یا ماسه.
- سرعت بیشازحد و برخورد شدید مواد با لبهٔ کاسه.
- پر شدن نادرست و کشش مواد در بوت (Digging).
- جنس نامناسب کاسه نسبت به نوع ماده.
برای کاهش سایش میتوان از کاسههای فولادی ضدسایش، لبهتقویتشده یا با پوشش سخت استفاده کرد، سرعت را بهینه نمود و روش تغذیه را به نوع جاریشدن مستقیم (Inflow) تغییر داد تا کاسهها بهجای کندن مواد، آنها را دریافت کنند. انتخاب جنس مناسب کاسه متناسب با سایندگی ماده، مهمترین عامل افزایش عمر است. بازرسی دورهای لبهٔ کاسهها از خرابی ناگهانی پیشگیری میکند.
نوار نقاله یا کانوایر بلت دستگاهی برای انتقال افقی یا شیبدار مواد فله و قطعات است که مواد روی یک تسمهٔ بیانتها قرار میگیرند و با حرکت آن جابهجا میشوند.
- نوار نقاله: برای انتقال افقی یا با شیب کم (تا حدود ۳۰ درجه) در مسافتهای طولانی مناسب است.
- الواتور: برای انتقال عمودی یا بسیار پرشیب در ارتفاع زیاد طراحی شده است.
بهعبارت دیگر، نوار نقاله نقاط را در سطح افق به هم وصل میکند، در حالی که الواتور ارتفاع را پوشش میدهد. در بسیاری از خطوط صنعتی، این دو مکمل یکدیگرند: نوار نقاله مواد را به پای الواتور میرساند و الواتور آنها را بالا میبرد. انتخاب بین این دو به جهت انتقال، فاصله و ارتفاع موردنیاز بستگی دارد.
ریداکلر (Redler) یا کانوایر زنجیری کفکش، نوعی نقالهٔ بسته است که مواد را با کشیدن آنها درون یک ناودان دربسته به کمک پرههای نصبشده روی زنجیر منتقل میکند.
- مواد بهصورت تودهٔ پیوسته در ناودان حرکت میکنند، نه روی پرههای جدا.
- قابلیت انتقال افقی، شیبدار و حتی نزدیک به عمودی را دارد.
- ساختار کاملاً بسته، گردوغبار و ریزش مواد را به حداقل میرساند.
این نقاله در صنایع سیمان، غلات، خوراک دام، شکر و پتروشیمی برای انتقال مواد پودری و دانهای کاربرد دارد. مزایای آن شامل آببندی عالی، اشغال فضای کم، امکان تخلیه از چند نقطه و کنترل خوب آلودگی است. محدودیت اصلی ریداکلر، نامناسب بودن برای مواد بسیار ساینده یا درشتدانه است که موجب سایش سریع زنجیر و ناودان میشود.
ایر اسلاید (Air Slide) یا نقالهٔ هوایی، روشی برای انتقال مواد پودری بسیار ریز مانند سیمان، آهک و آلومینا با استفاده از هوای فشردهٔ کمفشار است.
- هوا از زیر یک پارچهٔ متخلخل (Fabric) به داخل بستر مواد دمیده میشود.
- مواد به حالت شناور و سیال (Fluidized) درمیآیند.
- با شیب اندک ناودان، مواد مانند مایع به سمت پایین جاری میشوند.
این سیستم تقریباً بدون قطعهٔ متحرک کار میکند، بنابراین نگهداری بسیار کمی نیاز دارد، مصرف انرژی پایینی دارد و گردوغبار را کنترل میکند. ایر اسلاید مخصوص مواد خشک و پودری روان است و برای مواد مرطوب، چسبنده یا درشتدانه مناسب نیست. این تجهیز در صنایع سیمان و آلومینیوم برای انتقال نرم سیمان و پودر به سیلوها و بستهبندی کاربرد گسترده دارد.
انتخاب صحیح الواتور برای هر کاربرد، عملکرد و عمر دستگاه را تعیین میکند. عوامل کلیدی در انتخاب عبارتاند از:
- نوع و خواص ماده: دانسیته، سایندگی، چسبندگی، رطوبت و دمای ماده.
- اندازهٔ ذرات: پودری، دانهای یا کلوخهای.
- ظرفیت موردنیاز: تن بر ساعت.
- ارتفاع انتقال: طول مسیر عمودی.
- شرایط محیطی: دما، گردوغبار و خطر انفجار.
برای مواد سبک، خشک و غذایی الواتور تسمهای؛ برای مواد داغ، ساینده و سنگین الواتور زنجیری؛ و برای مواد شکننده، تخلیهٔ مداوم مناسب است. همچنین جنس کاسه و تسمه باید با ماده هماهنگ باشد. مشورت با سازنده و انجام محاسبات دقیق ظرفیت، از انتخاب نادرست و هزینههای بعدی جلوگیری میکند.
رعایت ایمنی در تجهیزات انتقال مواد برای جلوگیری از حوادث جدی ضروری است. مهمترین نکات ایمنی عبارتاند از:
- قفل و برچسب (LOTO): قطع کامل برق پیش از هر تعمیر یا نظافت.
- حفاظگذاری: پوشاندن پولیها، زنجیرها و قسمتهای متحرک.
- کنترل گردوغبار: بهویژه در غلات و زغال که خطر انفجار دارند.
- نصب سنسور سرعت و دما برای تشخیص لغزش و گرمای بیشازحد.
- تجهیز به دریچهٔ انفجار (Explosion vent) در مواد قابلانفجار.
همچنین آموزش اپراتورها، بازرسی دورهای، استفاده از تجهیزات حفاظت فردی و رعایت دستورالعمل سازنده اهمیت زیادی دارد. الواتورهای بسته بهدلیل تجمع گردوغبار قابلاشتعال، نیازمند توجه ویژه به سیستمهای اطفای حریق و تخلیهٔ فشار هستند. هرگز نباید هنگام کارکرد دستگاه وارد محفظه شد.
نگهداری پیشگیرانهٔ منظم، عمر الواتور کاسهای را افزایش داده و از خرابیهای ناگهانی جلوگیری میکند. اقدامات کلیدی شامل موارد زیر است:
- بازرسی روزانه: کنترل صدا، لرزش، دما و میزان تغذیه.
- کنترل کشش تسمه یا زنجیر و تنظیم Take-up.
- بررسی وضعیت کاسهها از نظر سایش، شل شدن پیچ و ترک.
- روانکاری یاتاقانها و گیربکس طبق برنامه.
- پاکسازی بوت از تجمع مواد و رسوب.
- کنترل آببندی برای جلوگیری از نشت گردوغبار.
ثبت سوابق بازرسی و تعویض بهموقع قطعات فرسوده، از توقف ناگهانی خط تولید جلوگیری میکند. توصیه میشود بازرسیهای دورهای (هفتگی، ماهانه و سالانه) طبق دستورالعمل سازنده برنامهریزی شوند. پایش وضعیت با اندازهگیری لرزش و دما، خرابیها را زودتر آشکار میسازد.
اسکرو کانوایر بسته به جهت انتقال به دو نوع اصلی تقسیم میشود:
- اسکرو کانوایر افقی: برای انتقال افقی یا با شیب کم؛ ضریب پرشدگی بالاتر، سرعت پایینتر و ظرفیت بیشتر دارد. ساده و اقتصادی است.
- اسکرو عمودی (الواتور مارپیچ): برای انتقال عمودی یا پرشیب طراحی شده و باید با سرعت بالا بچرخد تا نیروی گریز از مرکز، مواد را به سمت بالا براند.
در نوع عمودی، ضریب پرشدگی کمتر و مصرف انرژی بیشتر است، اما فضای اشغالی بسیار کمی دارد و برای ارتفاعهای کوتاه تا متوسط مناسب است. انتخاب بین این دو به جهت و ارتفاع انتقال، نوع ماده و ظرفیت موردنیاز بستگی دارد. برای ارتفاعهای زیاد معمولاً الواتور کاسهای اقتصادیتر از اسکرو عمودی است.
لرزش غیرعادی و سروصدای زیاد در سرند ویبرهای نشانهٔ بروز اشکال است که در صورت بیتوجهی به خرابی جدی منجر میشود. علل رایج آن:
- ناهماهنگی یا عدم تنظیم وزنههای ویبراتور (Counterweight).
- شل شدن پیچهای اتصال یا پایههای دستگاه.
- خرابی یاتاقان اگزایتر یا کمبود روانکاری.
- پارگی یا شل شدن توری و فنرهای ضربهگیر.
- توزیع نامتقارن بار روی سطح سرند.
برای رفع آن باید وزنههای نامتعادل تنظیم، پیچها سفت، یاتاقانها روانکاری یا تعویض، فنرها بازرسی و تغذیه بهصورت یکنواخت در عرض سرند انجام شود. پایش لرزش به کمک ابزار ویبرهسنج، تشخیص زودهنگام عیب یاتاقان را ممکن میکند. تنظیم نادرست وزنهها شایعترین علت لرزش نامتعادل است.
گرفتگی چشمههای توری (Blinding) و افت راندمان جداسازی از مشکلات رایج سرند است که کیفیت دانهبندی را کاهش میدهد. علل اصلی عبارتاند از:
- رطوبت بالای مواد که باعث چسبیدن ذرات به توری میشود.
- وجود ذرات نزدیک به اندازهٔ چشمه که در سوراخها گیر میکنند (Pegging).
- اضافهبار و ضخامت زیاد بستر مواد روی توری.
- زاویه یا فرکانس ارتعاش نامناسب.
برای رفع آن میتوان از توریهای لاستیکی یا پلیاورتانی ضدگرفتگی، سیستمهای ضربهزن (Ball deck)، خشک کردن اولیهٔ مواد، کاهش بار و تنظیم زاویه و فرکانس استفاده کرد. در مواد چسبنده، گاهی توریهای لغزشی یا گرمکن کمک میکنند. کنترل دبی ورودی و رطوبت، مؤثرترین راه پیشگیری از گرفتگی و حفظ راندمان سرند است.
برای انتخاب بین اسکرو کانوایر و نوار نقاله باید مزایا و معایب هرکدام را در نظر گرفت. مزایای اسکرو کانوایر:
- ساختار بسته و کنترل عالی گردوغبار و آلودگی.
- اشغال فضای کم و طراحی فشرده.
- امکان بارگیری و تخلیه از چند نقطه.
- کنترل دقیق دبی و قیمت پایینتر برای مسافت کوتاه.
معایب اسکرو کانوایر در برابر نوار نقاله:
- سایش بیشتر در مواد ساینده و درشتدانه.
- مصرف انرژی بالاتر در مسافتهای طولانی.
- محدودیت طول و ظرفیت نسبت به نوار نقاله.
- نامناسب برای مواد شکننده که خرد میشوند.
بهطور خلاصه، اسکرو کانوایر برای مسافت کوتاه، مواد پودری و نیاز به آببندی مناسب است؛ در حالی که نوار نقاله برای انتقال مقادیر زیاد و مسافت طولانی اقتصادیتر عمل میکند.